گروه کوهنوردی کوهستان آستارا
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : میلاد صادق زاده
نظرسنجی
نظر شما در مورد این سایت؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پیمایش یکصد کیلومتری فشم سی سنگان


هرگز نمی توان، بدون هدف ، انتخاب مسیر و اندیشیدن ، توان و اراده و خواستن ... ، به انتظار موفقیت ها ، پیروزی ها و یا فرداهای بهتری نشست که انتظاری بیهوده است و سرابی بیش نیز نخواهد بود ....!

عکسی به یادگار در تنگه یونزا



از طریق سایت بریم کوه متوجه برنامه ویژه پیمایش تهران شمال توسط گروه کوهنوردی مهزیار تهران می شوم برنامه را چندین بار به خوبی مطالعه و در مورد آن اطلاعاتی جمع آوری میکنم تصمیم خود را گرفته و از طریق سایت بریم کوه که عضو آن سایت هستم مرحله پیش ثیت نام را انجام دادم که پس از ساعتی گوشیم زنگ می خورد آقای مهزیار از تهران لیدر برنامه هستند و از من می خواهند جهت قطعی ثبت نام مبلغ مورد نظر را واریز کنم که همان لحظه این کار را انجام و به اطلاع ایشان می رسانم .


باید تدارک این برنامه را می دیدم کم و کسری را خرید نموده و منتظر روز موعود می مانم یک برنامه با یکی از همنوردادنم حسین آقا در مسیر کانکس مدرسه کوته کومه به آلمان یولی و سیه کو به آبشار لاتون و بالای آبشار و برگشت از آمبرو کومه به پارکینگ در حدود بیست کیلومتر کوهپیمایی انجام می دهم روز سه شنبه ساعت یک و نیم ظهر حرکت خود را برای پیوستن به برنامه آغاز میکنم .

به محل قرار ساعت دو بامداد روز چهار شنبه می رسم منتظر می مانم تا بقیه همنوردان بیایند ساعت یک ربع از سه گذشته با یک دستگاه میدل باس به سمت روستای گرمابدر فشم راه می افتیم از ماشین پیاده شده سوار دو دستگاه نیسان می شویم تا جاده خاکی را اول صبحی طی نکینم تا ارتفاع سه هزار بالا می رویم سپس پیاده شده پس از طی مسافتی در ارتفاع 3250 متری صبحانه را خورده ساعت 7 صبح یک برنامه 5 روزه را شروع می کنیم . تا یادم نرفته بگویم بیست و یک نفر در کل بودیم که 5 نفر کوهبانو بودند .

گردنه خاتون بارگاه



از جاده ییلاقی از گردنه خاتون بارگاه شروع نموده و پس از گذر از دو بار از رودخانه که به آب می زنیم و پوتین هایمان پر آب سرد می شود تنگه یونزا را پشت سر گذاشه ساعت هشت و نیم صبح به دشت زیبای لار می رسیم  در این دشت نیز مجبور به گذر از رودخانه یکم عریض با همان پوتین های خیس می شویم یکی از همنوردان در مقابل سیلاب دوام نیاورده و تعادل خود را از دست می دهد و حسابی خیس می شود و مجبور به تعویض لباس خیس می شود هنوز در اول راهیم .

دشت لار


ماشن های آفرود در این دشت جولان می دهند که از سمت پلور به این منطقه وارد شده اند پوتین ها را در آورده آب داخل آن را تخلیه و جورابم را عوض میکنم سپس پس از گذشت از دره سفید آب و رسیدن به آبشار سفید آب ( قو )  استراحت کوتاه و گرفتن عکس و فیلم از آبشار به راهمان ادامه می دهیم.
آبشار آب سفید (قو )


 برای صرف نهار در منطقه سرخک . ساعت سه بعد الظهر به این منطقه رسیده و پس از صرف نهار به راهمان ادامه می دهیم .

منطقه سرخک 




از دره سفید آب رفته رفته ارتفاع را زیاد می کنیم ارتفاع دشت لار 2600 متر از سطح دریاهای آزاد می باشد پس از گذشتن یال های که طاق برفی داشتند که در این موقع از سال گذر از این جاها خالی از خطر نیست.

 
به گردنه پاکبود رسیده و این یال های برفی با درایت لیدر برنامه و کمک دوستان به سلامتی طی نموده و قرار می شود در بالا دشت سورین نرسیده به تنگه پلنگ واز  نزدیک یک کاروانسرای قدیمی که ساختمان آن به زیر خاک رفته و سقف آن نمایان هست کمپ زده و چادر ها را برپا می کنیم.
کارونسرای زیر زمینی 

 ساعت هشت و نیم غروب هست شام را خورده و به خواب می روم روز سختی را گذرانده بودم نزدیک به بیست و هشت کیلومتر فرود و صعود و فرود به این مکان داشتیم که در ارتفاع 2850 بود . از 3250 شروع کرده به 2600 دشت لار سپس به 3450 گردنه پاکبود رسیده و فرود و شب مانی در ارتفاع 2850 .

پیمایش روز اول از ساعت 6.30 دقیقه صبح شروع با 27.5 کیلومتر فرود و صعود در ساعت 20.30 پایان رسید .

صبح ساعت 9 بیدار شده و منتظر دوستان می شوم پس از صرف صبحانه چادر را جمع و کوله را دوباره می بندم برای روز دوم ساعت 10.30 صبح شروع پیمایش روز دوم پس از گذشتن از تنگه پلنگ واز و گذر از رودخانه سیلابی به دشت چهل چشمه ( سورین ) وارد می شویم.


تنگه پلنگ واز 

 

در ادامه پیمایش به دشت خرچر و چند بار گذر از رودخانه و آبشار یالرود باید برای رسیدن به روستای یالرود از دره کوشکک می گذشتیم که با توجه به حرکت تند آب و پر خطر بودن لیدر برنامه تصمیم به گرفتن ارتفاع و رسیدن به بالای روستای یالرود می کنند و قید دره را می زنند هر چند در زمان کمی عقب می افتادیم اما بهترین تصمیم همین بود.

ارتفاعات روستای یالرود 


 باز پس از صعود فرودی دوباره به سمت روستا می شویم ساعت چهار روز 5 شنبه نهار خود را در حاشیه رودخانه یالرود خورده پس از گذشتن از حاشیه رودخانه دیدن دورنمای دره یالرود از پل چوبی گذر نموده با یک دستگاه نیسان راهی شهر بلده برای شب مانی روز دوم در ویلا می کنیم.


نمایی از دره کوشکک و پل چوبی رودخانه یالرود


 شام دوستان بساط پلو کباب می بینند و پس ار گرفتن دوش در یک حمام نمره ای که سه تا دوش و سالن داشت شبی را که تولد یکی از همنوردان نیز بود و  با برش کیک و تبریک به ایشان در سالن ویلا همگی که البته خانم در اتاقی جدا به خواب رفتیم تا روز سوم را با انرژی بیشتری شروع کنیم دو تا از همنوردان که آقا و خانم بودند از این مرحله به بعد از ما جدا شده و تصمیم به بازگشت به تهران را نمودند یکی از دوستان نیز به همراه چادرها صبح فردا با ماشین راهی روستای ورازان شدند تا امروز را استراحت و از روز چهارم به ما بپوندند از این مرحله به بعد آقای داوود سقفی که از اهالی بلده و صاحب ویلا نیز بودند به عنوان راهنما تا آخر برنامه به ما اضاف شده و تعداد مان بیست نفر شد .
 
پیمایش روز دوم از ساعت 10.30 دقیقه صبح شروع و با 15.5 کیلومتر کوهپیمایی در حاشیه رودخانه در ساعت 18  به پایان رسید .

قلعه قدیمی شهر بلده نزدیک ویلا 


ساعت هفت صبح روز سوم را شروع و پس از خارج شدن از منزل که در نزدیکی یک قلعه قدیمی هم بود به سمت سفرکلا تنگه راه می افتیم.


 باز صعودی دیگر را به ارتفاع 3450 متری گردنه قرق آغاز میکنیم یک شیب تندی را از یک مسیر قدیمی مال رو پشت سر گذاشته ساعت نزدیک یک ظهر به گردنه می رسیم که قله دماوند از این گردنه خودنمایی می کند.

گردنه قرق و آقای داوود سقفی راهنما نفر وسطی و الهام خانم جلودار روز سوم 


نمایی از روستای ورازان

 سپیس برای رف نهار کمی ارتفاع کم نموده استراحت کوتاهی می کنیم روستای ورازان به خوبی نمایان است اما با این وجود برای رسیدن به این روستا و گرفتن یک دوش حسابی در حمام قدیمی باید ساعت ها فرودی در یک شیب تندی را داشته باشیم که ساعت یک ربع مانده به 5 غروب به روستا می رسیم تا یادم نرفته بگویم بعد از سه روز کوهپیمایی وارد جنگل شده و سرسبزی خاصی کوه های  این روستا دارد باز در داخل روستا کمی پیاده روی می کنیم تا به حمام می رسیم بعد از آن با یک دستگاه نیسان راهی امامزاده روستای ورازان نور می شویم کمپ شب سوم را در محوطه امامزاده برپا می کنیم برای شروع روز چهارم پس از صرف شام به خواب می رویم تا صبحی دیگر ...

صعود و فرود به روستای ورازان در روز سوم از ساعت 7.30 دقیقه صبح آغاز و با 19.5 کیلومتر در ساعت 17.30 تمام شد .

روز چهارم با دو دستگاه نیسان راهی کجور شده و پس از خرید صبحانه روز پنجم و گوشت بره برای شام امشب در کمپ ابتدای دره سی سنگان راهی ابتدای جنگلی کجور یک معدن قدیمی ذغال سنگ نهر رودبار می شویم پس از پیاده شدن در محوطه کارگاه معدن و پر نمودن بطری های آب ساعت یازده و نیم ظهر وارد تنگه نهر رودبار می شویم .

دفتر معدن ذغال سنگ و تنگه نهررودبار

 
پس از چند بار از رودخانه به این طرف و آن طرف ساعت یازده و دقیقه وارد مسیر جنگلی قلعه مور شده به سمت آبشار سنگی ارتفاع می گیریم و پس از گرفتن عکس یادگاری در آبشار در ساعت یک و چهل و پنج دقیقه بعد الظهر و استراحت کوتاهی راهی شیوا دره  می شویم که پس از گذشت از یک دره ، دره دومی شیوا دره با آن آبشار زیبایش ملاقات می کنیم قبل از صرف نهار  تنی به آب می زنم تا بعد از نهار به سمت آبشار برویم در آن جا نیز با وجود آب سرد آبشار باز شنا را از دست ندادم و با تعدای از دوستا خودمان را به آب زدیم اما برای رسیدن به آبشار با از مسیر آبی آن عبور کرد که در صورت آب زیاد رفتن به این مکان زیبا خیلی سخت می شود تا یادم نرفته بگویم ساعت 3 بعد اظهر با این مکان رسیدیم . 
آبشار خزه ای شیوا دره 


آبشار زیبای شیوا دره 

دو ساعتی این جا خوب استراحت نموده و فیض یاب شدیم سپس برای کمپ آخر و شب آخر راهی ابتدای جنگل سی سنگان شدیم که پس از چهار روز کوهپیمایی هشتاد کیلومتری یک شب خاطره انگیزی را همرا با صرف کباب بره و جشن درست حسابی پشت سر گذاشتیم .
محل کمپ آخر ابتدای جنگل سی سنگان 


روز چهارم از جلوی معدن ذغال سنگ نهررودبار از ساعت 11.30 شروع و در ساعت 18.30 با 18 کیلومتر به پایان آمد .

ساعت شش و نیم غروب بود که به محل کمپ رسیده بودیم و فردا ساعت ده و سی دقیقه صبح برنامه روز آخر را شروع نمودیم و پس از طی یک و نیم ساعت در کف حاشیه رودخانه و این ور و آن ور رفتن از رود ساعت یک ظهر از رودخانه خارج و وارد پارک جنگی سی سنکان شدیم که پس از دو روز توانستم با خونه و سعیده تماس بگیرم که از نگرانی در بیایند ساعت دو و سی دقیقه  بعدالطهر روز یک شنبه با دیدن دریا از ارتفاعات توسکاتک با میدل باس راهی کنار ساحل نیلگون خزر شدیم.  


روز پنجم با کمترین پیمایش برنامه با 8.5 کیلومتر در حاشیه رودخانه از ساعت 10.30 شروع و در ساعت 14.30 به سرانجام چالش تهران شمال انجامید .


با سپاس فراوان از لیدر برنامه آقای مهزیار و همنوردان عزیزی که بهترین لحظات را با آنها گذراندم و همچنین از رضا و سعیده به خاطر پی گیری اجرای برنامه . آری مسیر تمام شد  و ما ماندیم و کوله و باز راه ها و کوه های دیگری در راه هست دردها تمام می شود و تاول ها از بین میروند سختی راه بخشی از لذت آن بوده و کوله باری از خاطرات را اندوخته کردیم که هز از گاهی با دیدن عکس ها یادی کنیم از این سفر خاطره انگیز .

عکسی به یادگار با آقای مهزیار لیدر برنامه در کنار ساحل نیلگون سی سنگان








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 24 خرداد 1399
شهرام صادق زاده


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات