تبلیغات
کوهستان آستارا - اجرای مراسم جشن و سرور در سالروز تاسیس باشگاه کوهستان آستارا در مسیر صعود به کوه سنگر (رادار)
 
کوهستان آستارا
درباره وبلاگ


1-طراح آرم باشگاه فرهنگی ورزشی کوهستان آستارا جناب آقای استاد اکبر اکسیر شاعر و نویسنده معروف آستارا می باشند.

2-نام باشگاه در آرم به قلم جناب آقای استاد کریم صمدزاده هنرمند و خوشنویس عالیقدر و شهیر آستارایی تحریر شده است.

3-داخل کادر، در قسمت غربی دورنمای کوهستان آستارا ،کوههای رادار،سوها و اسپیناس نمایان است.

4-برگ زیتون بخش زیریرین کادر آرم بیانگر شادی و دوستی می باشد.

5-دو کوه بلند در قسمت قله پوشیده از برف نشانه قدرت ، عظمت ، نعمت ، برکت و رحمت خداوند است که به انسانها و موجودات ارزانی شده است.

مدیر وبلاگ : میلاد صادق زاده
نظرسنجی
نظر شما در مورد این سایت؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سالروز تاسیس باشگاه فرهنگی ، ورزشی کوهستان آستارا بر همه همنوردان مبارک باد




جمعه روزیست که بیشتر کوهنوردان بنا به فراغت کوتاهی که حاصل می شود می توانند پایی به کوه برسانند ما هم دو سالی که جمعه هایمان را با شرکت در برنامه های کوهستان آستارا گذراندیم دو سالی که همراه بود با خاطرات شیرین و اندکی آمیزه با تلخی.
تجربه های زیادی به دست آوردیم و کمی پخته تر شدیم تجربه هایی که هزینه هایی نیز به دنبال داشت دوستانی را پیدا نموده و همیشه در شرایط خوب و بد زندگیمان همواره در کنار خود احساس می کنیم و با پشت گرمی فراوان و با احساس غرور از وجودشان برگ های خاطرات زندگیمان یکی پس از دیگری ورق می زنیم .
در خلوت تنهاییت به عکس ها که نگاه می کنی آن روزها برایت زنده می شود عکس هایی از قلل سر به فلک کشیده ، کوه هایی که به آدمی صبر و استقامت در برابر ناملایمات زندگی و همیاری و کمک به همنوردان وسایرین را می آموزد در این دو سال گذشته صعودهای موفقی چون صعود به بام ایران دماوند ، سبلان ، شاه معلم ماسوله ،بزقوش سراب و بابامقصود سبلان و دیگر قلل کوه های اطراف آستارا را در پرونده افتخاراتمان به ثبت رساندیم .

سرکار خانم ها از راست جانشین ، حیرانیان ، گیلک ، زاهدان ، مهرپرور ، زاهدان ، اکبری ، یراتی پور


در این مدت دوستانی پای ثابت گروه بودند و مهمانانی نیز در برخی برنامه هایمان شرکت نموده و به خاطر مشکلات و مشغله کاری با خاطره ای خوب و خوش ما را ترک نموده اند.
چه شب ها و روزهایی که در بارگاه ها و پناهگاه های کوه ها با هم ودر کنار هم گدراندیم با په استرس هایی از صعود فردا که با مزه پراکنی  و خنده های مهرداد وشایان همراه بود و لحظه ای همه چیز را فراموش می کردیم و آرام می گرفتیم.
چه روزهایی را برای صرف نهار در زیر سابه تک درختی در مسیرمان  دور هم حلقه زده و مشغول خوردن دستپخت سرکار خانم گیلک شدیم و لذت بردیم از کوهپیماییمان.



چه ساعاتی را در داخل ماشین آقای حیادخت با متلک گویی آقای جمشیدی به برخی از دوستان بگو بخند راه اداختیم و گاهی با عصبانیت آقای حسین نژادی دم فرو بستیم و سکوت اختیار نمودیم.
چه زمان هایی سربه سر ساسان گذاشتیم و خندیدیم و ایشان با صبر و حوصله و متانت خاصی که دارند هیچ نگفتند و خودشان نیز خندیدند ، چه جلساتی را که برای تنبیه و نصیحت مهدی پشت سر گذاشته و حرص خوردیم .
چه ساعاتی را در کوه با عجله کردن های آقای مهرپرور و خواهرشان کوهپیمایی نمودیم و گاهی با زیاده رویشان دلخور شدیم و به رویمان نیاوردیم و چه صعود های مشترکی را با سایر گروه ها همچون گروهی از رشت در شاه معلم ماسوله برنامه اجرا نموده  و با خاطره خوش و گاهی بد به آخر رساندیم.
چه لحظاتی را با ساده گویی های آقای عشایر و همسرشان روبرو شده و خندیدیم و پی به سادگیشان در زندگی بردیم.
چه روز و ساعات غم انگیزی را برای تسکین دادن و کاستن غم از دست دادن دختر آقای براتی پور مرحومه بنفشه در منزل ایشان جمع شده و یا غم و اندوهشان خودمان را شریک نموده و با گریستن شان گریه نمودیم و همدردیمان را اعلام نموده و ثانیه های سختی را پشت سر گذاشتیم.
چه خاطره بار بود صعود به دماوند زمانی که مهرداد و شایان جلوتر از گروه حرکت نموده و برای همه افراد در داخل بارگاه سوم تخت گرفتند و آن لحظه چقدر خوشحال شدم دوستان نمی دانید چه بغضی در گلویم گیر کرده در به یادآوری روزهای با هم بودنمان و دوری و دلتنگی برای در کنار هم بودن .
امروز آغاز می کنیم سومین سال حضورمان را با کوهستان آستارا در کوه و طبیعت و جشن می گیریم و دست به دعا برمی داریم و آرزو می کنیم که روزهای پیش رویمان آکنده از خنده و شادی باشد و از خداوند بزرگ می خواهیم که تنی سالم به ما عطا فرماید که سلامتی مهمتر از همه چیز دز زندگی است و امیدوارم که در کنار هم باز هم خاطرات خوشی را رقم زده و سربلندی و شادابی را برای تک تک اعضا، باشگاه خواستارم.
برنامه امروز نیز با حضور تنی چند از مهمانان پیشکسوت کوهنوردی شهرمان شروع شده و افتخار می کنیم که در کنار این عزیزان سالروز امسال را در کوه جایی که پایه گذار این شادی است جشن می گیریم و به خودمان می بالیم که باز صعودی دیگر را آغاز نموده ایم که رسیدن به قله آخر کار نیست و از آن جا به بعد است که صعود آغاز می شود.
معرفی کامل این مسیر در آرشیو مطالب سایت موجود بوده به همین دلیل زیاد به معرفی مسیر نپرداخته و جشن و جمع بندی عملکرد دو ساله باشگاه را در جملاتی بیان نموده ام .
امروز هیات کوهنوردی آستارا نیز در همین مسیر کوهپیمایی می کنند و مرتضی شیروان را که فاتح قله بالای هفت هزار لنین قرقیزستان هست دیده خوش وبشی با ایشان که از بهترین دوستان بنده هستند نموده و به جهت اینکه شروع مسیرشان با ما یکی نیست جدا شده و به افراد می پیوندم گزارش صعود ایشان در آرشیو سایت موجود می باشد.



صبحانه را در خارج مسجد دور هم نشسته و پس از صرف آن آماده برگزاری جشن می شویم بنری را که آماده نموده بودیم با استفاده از طناب از درخت آویزان می کنیم همگی یرای گرفتن عکس یادگاری در پشت آن حاضر می شویم شایان و مهرداد افراد را غافلگیر نموده و با برف شادی همه را سفید پوش می کنند به دلیل طولانی بودن مسیر ، اندک وقتی را هم که برای برگزاری جشن داشتیم در حد توانمان خواستیم شادی را به گروه هدیه کنیم.


 افرادی که امسال به جمع ما پیوسته اند عبارت است از آقای طالب زاهدان ، آقای آبرون ، و همچنین آقای سیدی مقدم با همسرشان سرکار خانم براتی پور که از امروز اضافه شده اند و مهمانان امروز آقای حسن زاده رییس هیات کوهنوردی اسنه کوه ویزنه و آقای حامد زاهدان  هستند.

آقایان از راست آبرون ، طالب زاهدان ، حامد زاهدان ، رمضان براتی پور مدیر باشگاه ، سرکار خانم براتی پور و همسرشان سیدی مقدم  ، آقای حسن زاده رییس هیات کوهنوردی اسنه کوه ویزنه


سرپرست برنامه آقای براتی پور و جلودار همچنان خانم جانشین و عقب دار از این به بعد من و آقای حسین نژادی خواهیم بود.


آقای براتی پور که نه ماهی است به دلیل مشکل پیش آمده در رگ یکی از پاهایش نتونسته بود ما را همراهی کند با عنایت خداود بزرگ بهبودی خود را به دست آورده و از این به بعد همراه ما خواهند بود از این بابت خوشحالیم هر چند جای حاجیه خانم شکور نقاش امروز خالی است و به جهت اینکه مهمان داشتند نتونستند در برنامه امروز شرکت کنند.
آقای براتی پور طی سخنانی از تک تک اعضاء باشگاه که در نبود ایشان در برنامه ها شرکت نموده بودند تشکر و قدردانی نموده و به مهمانان عزیز خوش آمد گفته و این روز عزیز را به همه تبریک و تهنیت می گوید.
ایشان طی سخنانی عملکرد باشگاه را عالی توصیف نموده و آرزوی سلامتی و بهروزی برای اعضاء و خانواده هایشان نموده و از گرامیداشت یاد و خاطره مرحومه دخترشان تشکر می کند و سپس با سلام و صلوات پایان جشن را اعلام نموده آماده حرکت می شویم.
قرارشده ناهار را در منطقه هیوا بلاغی بخوریم که پس از آن مرحله آخر صعود آغاز می شود که زیبا و دیدنی است و هم سخت وطاقت فرسا ، آقای حیادخت نیز امروز همراه ما هستند و آقا میلاد قراره ماشین را در محل پایان برنامه حاضر کنند جا دارد از زحمات آقای حیادخت که در این مدت زحمت جابه جایی افراد کشیده اند تشکر کنیم.

منطقه هیوا بلاغی


از تمامی افراد شرکت کننده در برنامه های باشگاه در دو سال گذشته و همچنین از مدیریت باشگاه و گروه 1+5 که در جلسات باشگاه برای هر چه بهتر اجرا نمودن برنامه شرکت می کنند نهایت تقدیر و تشکر را داریم سربلند و سرفراز باشید.




از ریاست محترم هیات کوهنوردی آستارا آقای تاروردی حسن پور و اعضای آن به خصوص  آقای بشری مقدم که پیام تبریکی به مناسبت سالروز تاسیس باشگاه در هفته نامه پیام آستارا به چاپ رسانده اند تشکر نموده برایشان آرزوی تندرستی و سلامتی می کنیم .


 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393
شهرام صادق زاده
دوشنبه 23 مرداد 1396 03:45 ب.ظ
Great blog! Do you have any tips and hints for aspiring writers?
I'm hoping to start my own site soon but I'm a little lost on everything.
Would you propose starting with a free platform like Wordpress or go for a paid option? There are so
many options out there that I'm completely overwhelmed ..
Any recommendations? Thanks a lot!
سه شنبه 26 خرداد 1394 11:31 ب.ظ
این بر هیچ کس پوشیده نیست که مردمان استارا هم مثل تالشهای تالش بزرگ ولوندویل حویق و چوبر و رضوانشهر پره سر و جوکندان و همه سرزمین تالش ماهمان نواز هساتند .. استاد پیروز باشید و سربلند .. بژِی ایران.. بژی تالشستان .بژِی چمن تالشه بووایه .. برادران تالش من همه و همه .. سه برز ببی .. سربلند باشی.. چوک و شین ببی . از تالشیم تالش بمندیم .. ای روجی دشمنوندونیر قبری بکندین.. اگه ای روجی سسم پرمه ام لوکی کو .. تالش شینه وتنم حا پرمه سسی نه ترو بخندیم.. سپاس سپاس سپاس .. استاد بنویس که تاریخ در مورد شما قضاوت خواهد کرد
سه شنبه 26 خرداد 1394 11:18 ب.ظ
در سفحه شینه تالش ادبیات تالشی درست نیست .. این ب فارسی ب کسی یا چیزی ساکن اشاره میشود که در تالشی اگثرن ب ام گفته و بر زبان اورده میشود . . خواهشمندم از اقایان شهرام پورستم در روبه روی حلال استاره نوشت افزار رومینا و اقای استاد سماپور در خیبان اسلی شهر بیمه اسیا دارند و ارمین حیدریان در پشت پمب بزنین ارشد ایران شناسی .. نشریه شما ب یک موضوع مشخص نمیپردازد تا مشخص گردد اهداف این نشریه گجاست .. و ب کدام یک موضوعات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و یا تاریخی علاقمند است .. استاد گرامی پیشنهاد میکنم که شما حتمن ب تالشان حسته رو بیشتر بپردازید و ب اسل ان اشاره کنید استارا از باستانی خود تالش بوده و با تاسف عرض میکنم با حمله ترکهای مغول و عثمانی و عربهای عباسی ب تبریز و بعد ب این شهر زیبای ما انجا هم ترک شد.. استاد ما همه تالش هستیم و اول هم یک ایرانی .خواهشمندم ب زنان و ماداران ما در انجا که لباسهای زیبای تالشی را میپوشند اشاره کنید . ب زبان اسلی و قدیمی این شهر .. سوال .. ایا شما ب کسی که سنش از شما بیشتر باشد میتوانید خود را از ان بزرگتر بدانید!!!؟؟؟نه.. پس استاری ما هم تالش بوده و اقای حیدریان و حتی استاد اکسیر هم ب ان اشراه کردند .. پرداختن ب باغچه های منازلشاید برای عده ای خوب باشد ولی برای یک ژورنالیسم نه.. چون شما روزنامه نگار ستید و نوشتنیهای شما در تاریخ میماند . پس باید شماهم تاریخی بنویسید.. استاد حرف دل بسیار است بشنو این حکایت تلخ را ..
سه شنبه 26 خرداد 1394 11:01 ب.ظ
با درود بر سردبیر ادیب و بزرگ هفته نامه گلین.. ضمن تبریگ به شما و تمامی همکارانتان که سعی در بهتر نوشتن و اگاهی کامل ملت بزرگ حسته رو استاری بستانی تلاش میکنید تا زیبا باشد.. استاد گرانقدر و پور توان . نشریه شماره دو شما بیستم اردیبهشت را خریدم . خوشحال از اینکه میبینم همشهریهای من در این شهر مرزی نشریه های خوب دارند و خوب هم تلاش میکنند.. پیروز باشید .. اگر بر حقیر خرده نمیگیرید چند سوال دارم.. هر نویسنده ای در هر نشریه ی برای خود یک خط رسم و قانون نویسندگی برای پرداختن ب یک موضوع میپردازد.. در نشریه شما عکس روی جلد برای من معنای نا مشخصی داشت ؟!!!؟ و اینکه نام نشریه شما ب عنوان تازه عروس که مربوط ب اداب و رسومات زنانه میباشد است . .. ایا شما در نظر دارید در اینده ب این موضوع بپردازید؟.. شعرهای شما قافیه دارند ولی وزن ندارند.. شما ستونی را ب عنوان شینه تالش دارید که ب تلفظ ادبیات زبان تالشی میپردازید.. ب سپاس از شما و دوستان زحمت کش در این سفحه ب عرض میرسانم باعث دل خوری ما تالشها شده است .. چون بیشتر این ادبیات غلط است و باید اصلاح شود.مثلعن این .. نه ایم... خواهشمندم از اقای استاد ارمین حیدریان استاری هم کمک بگیرید..
سه شنبه 7 مرداد 1393 12:46 ب.ظ
طبیعت مثل آدم های شاد است
طبیعت در دلش شور ونشاط است
طبیعت در دلش پویندگی است
طبیعت در دلش سازندگی است
طبیعت شوق رویش گیاه است
طبیعت آخر عشق و نیاز است
طبیعت رودخانه ای روان است
طبیعت عشق بی کران است
طبیعت آبشاری در سجود است
طبیعت تب کردن دریاست
طبیعت ابری زیباست
طبیعت هدیه باران از ابر است
طبیعت حاوی عطر بهشت است
طبیعت مظهر زیبایی خداوند است
دوشنبه 19 خرداد 1393 08:08 ق.ظ
سلام خسته نباشیدروزشومیگفتین دقیق چه روزیه منم تبریک میگفتم موفق وپیروز باشید
شهرام صادق زادهسلام ممنون
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 12:57 ب.ظ
گروه کوهنوردی کوهستان گامهایتان اسطوار و ایمانتان باخداو بشتابید بر تمام قله های افتخار که ایزدیکتا پشت و پناهتان باد .ارزوی سلامتی برایتان دارم
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 11:56 ب.ظ
سلام و خسته نباشید همنوردان و عزیزان..شهرام جان مرسی از گزارش زیبا و بجایت واقعا که عالی بود ...یاد پارک لا هم بخیر که هر شب با دوستان دور هم جمع میشدیم تا گروه دایر بشه و بریم کوه...دوستای بسیار بسیار مهربان و دلسوز که حتی از خانوادیمان بما نزدیک بودند و هستن..ما فقط همنورد نبودیم ما یار و غمخوار هم شدیم..خدا همه ی دوستان و همنوردان عزیز را سلامت و پاینده در پناه خود نگه دارد...فریده خانم ممنون از شعر زیبایت..سالروز تاسیس گروه کوهنوردی کوهستان را به همه ی دوستان تبریک عرض میگویم..
شهرام صادق زادهسلام ممنون
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 11:40 ب.ظ
سلام منم به عنوان یک دوستدار کوه و طبیعت و کوهنوردی سالروز تاسیس باشگاه کوهستان آستارارا به تک تک اعضای گروه کوهستان تبریک میگم همیشه در اوج باشین و سلامت و خوشحال
شهرام صادق زادهسلام ممنون از پیام تبریکتان
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 11:36 ب.ظ
داغچی ( کوهنورد )
داغلار باشی آتدیم آتدیم ( بالای کوهها گام به گام )
داغدان داغا آتدیم اتدیم ( از کوهی به کوهی گام برداشتم )
زیروه لره گئدیب چاتدیم (به روی قله ها رفتم رسیدم )
هفته باشی جمعه گونی ( در اخر هفته روز جمعه )

اوجا داغین هوسینه ( به عشق کوه بلند )
چیخدیم داغی سینه سینه (با حالت خمیده صعود کردم )
آلدی منی سینه سینه ( مرا به آغوشش گرفت )
هفته باشی جمعه گونی (در آخر هفته روز جمعه )

داغ منه همت وئریری ( کوه به من همت میبخشد )
شان ایله شوکت وئریری ( هم شان و هم شوکت میدهد )
هر ایشه جرات وئریری ( بحر هر کاری جرات میدهد )
هفته باشی جمعه گونی ( در آخر هفته روز جمعه )

بولاغ باشیندا اندیریر ( در سر چشمه ما را از ادامه راه باز میدارد )
سرین سولاردان امدیریر ( از اب گوارایش سیراب میکند )
شیرین دیل ایله دیندیریر ( با زبان شیرینش به صحبت میکشد )
هفته باشی جمعه گونی ( در آخر هفته روز جمعه )

داغ بیزه یولداشلیق ائدیر ( کوه با ما دوستی میکند )
یولارینی داشلیق ائدیر ( راه هایش را سنگ فرش میکند )
بیر بیره قارداشلیق ائدیر ( ما را به هم برادر میکند )
هفته باشی جمعه گونی ( اخر هفته روز جمعه )

داغچی لار بیر بیردن عزیز ( کوهنوردان یکی از یکی عزیزتر )داغچی بیزیم سروریمیز ( کوهنورد سرور ما ست )
دغلاری ساخلالا تمیز ( کوه ها را تمیز نگه میدارند )
هفته باشی جمعه گونی ( در اخر هفته روز جمعه )

داغچی لار بیر بیره دایاق ( کوهنوردان همیشه در کمک هم )
داغدا گزه ر قوشون سایاق ( در کوه مثل ستون قوشون حرکت میکنند )
داغچی لاری گلین سایاق ( بیایید کوهنوردان را بشماریم )
هفته باشی جمعه گونی ( در اخر هفته روز جمعه )

زیروه ده جوشودور هوسیم ( در قله عشق کوه در دلم جوشید )
آچیلدی توتقون نفسیم ( نفسم که میگرفت انجا باز شد )
یایلدی داغلاردا سسیم ( صدایم در کوهها پیچید )
هفته باشی جمعه گونی ( در اخر هفته روز جمعه )

آند اولا داغلار داشینا ( قسم به سنگهای کوهها )
داغچی چیخار داغ باشینا ( کوهنورد به بالای کوه صعود میکنه )
چاتسا اگر یوز یاشینا ( حتی اگر به صد سالگی برسه )
هفته باشی جمعه گونی ( در اخر هفته روز جمعه )

شاعر :علی رحمانی(درویش)

تقدیم به داغچی لار
شهرام صادق زادهممتوت از انتخاب شعر زیبایتان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر